"بيا كه خانه ي عشق اينجاست"
مسجد

اثری از : زنده یاد قیصر امین پور
پیش از اینها فكر می كردم خدا
خانه ای دارد كنار ابرها
مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس خشتی از طلا
پایه های برجش از عاج وبلور
بر سر تختی نشسته با غرور
ماه برق كوچكی از تاج او
هر ستاره، پولكی از تاج او
اطلس پیراهن او، آسمان
نقش روی دامن او، كهكشان
رعد وبرق شب، طنین خنده اش
سیل وطوفان، نعره توفنده اش
دكمه ی پیراهن او، آفتا ب
برق تیغ خنجر او ماهتاب
هیچ كس از جای او آگاه نیست
هیچ كس را در حضورش راه نیست
پیش از اینها خاطرم دلگیر بود
از خدا در ذهنم این تصویر بود
آن خدا بی رحم بود و خشمگین
خانه اش در آسمان،دور از زمین
بود، اما در میان ما نبود
مهربان وساده و زیبا نبود
در دل او دوستی جایی نداشت
مهربانی هیچ معنایی نداشت
هر چه می پرسیدم، ازخود، ازخدا
از زمین، از آسمان، از ابرها
زود می گفتند : این كار خداست
پرس وجو از كار او كاری خداست
هرچه می پرسی، جوابش آتش است
آب اگر خوردی، عذابش آتش است
تا ببندی چشم، كورت می كند
تا شدی نزدیك، دورت می كند
كج گشودی دست، سنگت می كند
كج نهادی پای، لنگت می كند
با همین قصه، دلم مشغول بود
خوابهایم، خواب دیو وغول بود
خواب می دیدم كه غرق آتشم
در دهان اژدهای سركشم
در دهان اژدهای خشمگین
بر سرم باران گرز آتشین
محو می شد نعره هایم، بی صدا
در طنین خنده ی خشم خدا ...
نیت من، در نماز و در دعا
ترس بود و وحشت از خشم خدا
هر چه می كردم، همه از ترس بود
مثل از بر كردن یك درس بود
مثل تمرین حساب وهندسه
مثل تنبیه مدیر مدرسه
تلخ، مثل خنده ای بی حوصله
سخت، مثل حل صدها مسئله
مثل تكلیف ریاضی سخت بود
مثل صرف فعل ماضی سخت بود
...
تا كه یك شب دست در دست پدر
راه افتادم به قصد یك سفر
در میان راه، در یك روستا
خانه ای دیدم، خوب وآشنا
زود پرسیدم : پدر، اینجا كجاست ؟
گفت، اینجا خانه ی خوب خداست!
گفت : اینجا می شود یك لحظه ماند
گوشه ای خلوت، نمازی ساده خواند
با وضویی، دست و رویی تازه كرد
با دل خود، گفتگویی تازه كرد
گفتمش، پس آن خدای خشمگین
خانه اش اینجاست ؟ اینجا، در زمین ؟
گفت : آری، خانه او بی ریاست
فرشهایش از گلیم و بوریاست
مهربان وساده و بی كینه است
مثل نوری در دل آیینه است
عادت او نیست خشم و دشمنی
نام او نور و نشانش روشنی
خشم، نامی از نشانی های اوست
حالتی از مهربانی های اوست
قهر او از آشتی، شیرین تر است
مثل قهر مهربان مادر است
دوستی را دوست، معنی می دهد
قهر هم با دوست معنی می دهد
هیچ كس با دشمن خود، قهر نیست
قهری او هم نشان دوستی است...
...
تازه فهمیدم خدایم، این خداست
این خدای مهربان وآشناست
دوستی، از من به من نزدیك تر
از رگ گردن به من نزدیك تر
آن خدای پیش از این را باد برد
نام او را هم دلم از یاد برد
آن خدا مثل خیال و خواب بود
چون حبابی، نقش روی آب بود
می توانم بعد از این، با این خدا
دوست باشم، دوست، پاك وبی ریا
می توان با این خدا پرواز كرد
سفره ی دل را برایش باز كرد
می توان درباره ی گل حرف زد
صاف وساده، مثل بلبل حرف زد
چكه چكه مثل باران راز گفت
با دو قطره، صد هزاران راز گفت
می توان با او صمیمی حرف زد
مثل یاران قدیمی حرف زد
می توان تصنیفی از پرواز خواند
با الفبای سكوت آواز خواند
می توان مثل علفها حرف زد
با زبانی بی الفبا حرف زد
می توان درباره ی هر چیز گفت
می توان شعری خیال انگیز گفت
مثل این شعر روان وآشنا :
"پیش از اینها فكر می كردم خدا
مقدمه
اگر چه هدف اصلی بنای مسجد، ایجاد مکان خاصی برای عبادت و راز نیاز با خداوند متعال است و علت نامگذاری آن به مسجد، از آن روست که جایگاه سجده و تواضع در پیشگاه خداوند متعال است؛ اما نباید از جنبه های دیگر مسجد غافل گردید.
با نگاهی گذرا به تاریخ صدر اسلام و پس از آن، درمی یابیم که مسجد از آغاز پیدایش تاکنون به عنوان مرکز مهمی برای انجام رسالت رسول خدا(ص)، منشأ تحولات و خدمات، و پایگاهی برای ابلاغ پیامهای الهی به شمار می رفته است. در حال حاضر نیز مساجد در زمینه های مختلف دارای فعالیتهای گسترده می باشد و هر قدر این فعالیتها و کارکردها از تنوع بیش تری برخوردار باشد مسلماً از جذابیت و اقبال بیش تری برخوردار شده و مورد استقبال گسترده تری از سوی تمامی اقشار جامعه، به ویژه قشر جوان قرار خواهد گرفت که نتیجة آن افزایش اعتقادات مذهبی و دین باوری در سطح جامعه می باشد.
گرچه پرداختن به تمام کارکردهای مسجد از صدر اسلام تاکنون در این نوشتار نمی گنجد؛ اما معرفی برخی از کارکردهایی که هم اینک در بسیاری از مساجد قابل اجرا است، خالی از فایده نخواهد بود:
1. آموزشی
روزگاری مسجد، یگانه پایگاه مهم آموزشی در کشورهای اسلامی بوده است. متأسفانه مسئله آموزش در مساجد کم رنگ شده و مناسب است با برنامه ریزی و متناسب با امکانات موجود و استفاده از کارشناسان، برنامه هایی از قبیل: آموزش احکام و قرآن، مخصوصا برای بانوان و نوجوانان و پاسخ به سؤالات و... برگزار گردد.
جایگاه جلسات علمی و آموزشی در مسجد از نگاه پیامبر اکرم(ص) به مراتب والاتر و ارجمندتر از جلسات دعا است؛ چنانکه در روایت است که روزی رسول خدا(ص) به مسجد وارد شدند. در مسجد، دو مجلس جداگانه برپا بود. گروهی در حال یاد دادن و فراگرفتن دانش بودند و جمعی نیز به دعا و راز و نیاز با خداوند مشغول. پیامبر(ص) فرمود: هر دو گروه به سوی نیکی گام برمی دارند؛ دسته ای خدا را می خوانند و گروهی نیز آموزش می بینند و نادانان را تعلیم می دهند؛ ولی این گروه (تعلیم و تعلم) کار برتری انجام می دهد. من نیز به منظور آموزش دادن مردم مبعوث شده ام. آنگاه پیامبر(ص) در میان گروهی که سرگرم آموزش بودند، نشست.[1]
البته توجه به این نکته لازم است که در مسجد هر آموزشی توصیه نمی شود؛ چنانکه امام کاظم(ع) می فرماید: رسول خدا(ص) وارد مسجد شدند و متوجه گردیدند که گروهی اطراف مردی حلقه زده اند، پرسیدند: این مرد کیست؟ گفتند: علامه است. فرمود: علامه چیست؟ گفتند: آگاه ترین مردم نسبت به اصل و نژاد عرب، سرگذشت آنان، روزگار جاهلیت و اشعار عربی. پیامبر(ص) فرمود: «ذَاکَ عِلْمٌ لَا یَضُرُّ مَنْ جَهِلَهُ وَ لَا یَنْفَعُ مَنْ عَلِمَهُ ثُمَّ قَالَ النَّبِیُّ 9 إِنَّمَا الْعِلْمُ ثَلَاثَةٌ آیَةٌ مُحْکَمَةٌ أَوْ فَرِیضَةٌ عَادِلَةٌ أَوْ سُنَّةٌ قَائِمَةٌ وَ مَا خَلَاهُنَّ فَهُوَ فَضْلٌ؛[2] این دانشی است که هر که نداند، زیانی برایش ندارد و هر که فراگیرد، نفعی برایش نبخشد، سپس پیامبر خدا (ص) فرمود: همانا علم سه چیز است: آیة محکمه (اصول اعتقادی)، فریضة عادله (علم اخلاق) و سنت قائمه (مسائل فقهی و دیگر علوم مورد نیاز جامعه)، غیر از اینها فضل است.» یعنی فراگرفتنش خوب است؛ ولی اگر کسی نداند عیبی بر او نیست.
2. فرهنگی
پس از نقش عبادی و آموزشی، نقش فرهنگی در بین دیگر نقشها و کارکردهای مسجد، دارای بیش ترین اهمیت می باشد. پیامبر اسلام(ص) محیط مسجد را کاملاً فرهنگی می دانستند، تا جایی که در حضور آن حضرت و با اجازة ایشان برخی مسابقات برگزار می شد و حضرت ضمن ابراز خرسندی از این کار، با حوصله و بردباری کامل از چنین مسایلی استقبال می کردند.[3] گرچه امروزه مراکز آموزشی و فرهنگی گسترش یافته است؛ اما نباید از این کارکرد مهم مسجد و بارور نمودن فرهنگی آن غافل شد. برگزاری جلسات شبی با قرآن، مسابقات، کتابخوانی و... از جمله برنامه هایی هستند که می توان با حمایت مسئولین منطقه به اجرا درآورد. همچنین حضور امام جماعت مدتی قبل و بعد از نماز در مسجد برای پرسش و پاسخ، مشاوره و... شرایطی ویژه جهت رشد فرهنگی مردم را به وجود می آورد.
3. تبلیغی
هدف از تبلیغ، رشد و افزایش معرفت دینی مردم و آشنا کردن آنان برای ادای وظایف دینی و اسلامی می باشد. با رجوع به سیرة تبلیغی رسول خدا(ص) مشخص می شود که ایشان سه نوع مرکز تبلیغی داشته اند:
الف. مراکز تبلیغاتی موقت:
این مراکز مربوط به زمان یا مکانهایی است که مسجدی وجود نداشت و حضرت از خانة بعضی اصحاب برای اقامة نماز و تبلیغ دین استفاده می نمود.
ب. مراکز تبلیغاتی سیار:
نظر به پراکندگی قبایل عرب، حضرت مجبور بودند شخصاً به اماکن مختلف سفر کرده و از نزدیک، پیام خویش را به مردم آن مناطق برسانند. هم اینک برخی از روستاها و نیز قبایل عشایری کشورمان از نعمت روحانی محرومند و مناسب است که روحانیونِ نزدیک به این مناطق با هماهنگی برخی ادارات یا افراد متدین، وسیلة نقلیه ای تهیه و به این مناطق سرکشی نمایند.
ج. مراکز تبلیغی اصلی و ثابت:
شاید هیچ پایگاهی به اندازة «مساجد» در تبلیغ اسلامی ایفای نقش نکرده باشد؛ از زمان رسول خدا(ص) تاکنون اذان، نماز، وعظ و خطابه از مهم ترین برنامه های مساجد بوده و می باشد.
اما باید توجه داشت که در زمان کنونی وعظ و سخنرانیهای طولانی علاوه بر اینکه موجب خروج بسیاری افراد از مسجد می شود، نتیجه ای در پی نخواهد داشت، از اینرو به نظر می رسد باید سخنرانیها مخصوصاً سخنرانیهای هفتگی و مستمر بسیار کوتاه و حتی المقدور به صورت پرسش و پاسخ صورت پذیرد.
در سیرة پیامبر اسلام(ص) می بینیم که آن حضرت برای جلوگیری از خستگی شنوندگان فقط برخی از روزها موعظه می فرمود؛ عبدالله بن مسعود می گوید: «کَانَ النَّبِیُّ9 یَتَخَوَّلُنَا بِالْمَوْعِظَةِ فِی الْاَیَّامِ کِرَاهَةَ السَّامَةِ عَلَیْنَا[4]؛ رسول خدا(ص) از آن رو که مبادا ما (شنوندگان) خسته و ملول شویم، برخی از روزها ما را موعظه می فرمودند.»
همچنین آن حضرت دیگران را نیز به آسان گرفتن در تبلیغ سفارش می نمودند: «یَسِّرُوا وَ لاَ تُعَسِّرُوا وَ بَشِّرُوا وَ لاَ تُنَفِّرُوا؛[5] آسان بگیرید، سختگیر مباشید، بشارت بدهید و مردم را گریزان نسازید.»
تردیدی نیست که کار تبلیغی در مسجد سرشار از مایه های معنوی و روحانی است. آموزه های الهی کسانی را که اندک زمینه ای برای هدایت دارند، شیفته و شیدای اسلام می نماید. به عنوان نمونه: یکی از دوستان که جزء مبلغین بسیار موفق اوائل انقلاب است، جوانان بسیاری را از طریق مسجد، جذب حوزة علمیه نموده است که بسیاری از آنها به عنوان امام جمعه، مدیر فرهنگی و حوزوی و... مشغول فعالیت می باشند که همگی مرهون جذب جوانان به مسجد است.
در اینجا لازم است به یک موضوع بسیار مهم در تبلیغات مسجد اشاره کنیم و آن تبلیغ مکارم اخلاق است.
در طول تاریخ کلاسهای ویژة اخلاق [فردی، اجتماعی، خانواده و...] در اوقات تعطیل و فراغت عمومی توسط علمای گذشته در مساجد برگزار می شده است. هم اکنون نیز چنین برنامه ای در برخی شهرهای بزرگ همچون: قم، اصفهان و مشهد، توسط علما و در برخی شهرهای کوچک تر با استفاده از اساتید وروحانیون مجرب و متخلّق به اخلاق که گرایش عمومی مردم به آنان بیش تر است برگزار و مورد استقبال قرار گرفته است. مناسب است چنین برنامه ای متناسب با استقبال مردم در ضمن برنامه های مسجد، هفته ای یا ماهی یکبار انجام پذیرد. همچنین بیان احادیث و نکات اخلاقی «یک دقیقه ای» از ائمه هدی7 و زندگانی بزرگان دین، بین دو نماز مغرب و عشا بسیار اثرگذار و جذاب می باشد.
4. اجتماعی
اساس دین اسلام بر اجتماعی بودن قرار گرفته است تا انسان را از زندگی فردی و عزلت برهاند. به همین جهت می بینیم اسلام عزلت و تنهایی همراه با راز و نیاز اعتکاف را نیز در میان جمع، آن هم در مسجد جامع مورد سفارش قرار می دهد.
اصولاً یکی از علل تأکیدات پیامبر اسلام(ص) و ائمه معصومین: بر حضور در نماز جماعت به صورت صفوف فشرده و منسجم، ایجاد روحیة تعاون در میان نمازگزاران و افزایش بُعد اجتماعی مسلمانان در کنار انجام اعمال عبادی آنان می باشد. و این حضور می تواند از هرج و مرج و عنان گسیختگی که جامعه به مرورِ زمان دچار آن می شود، جلوگیری کند و تشکیل این اجتماعات در مکان مقدس مسجد، باعث می شود تا مؤمنین تحت توجه و ارشاد عالمان و مبلغان دینی قرار گیرند.[6]
از سوی دیگر، با نمایش همبستگی و پیوستگی مسلمانان در مسجد، همدلی و همراهی آنان همه روزه اعلام می گردد. همچنین مسجد عامل مهمی برای آشنایی با مؤمنین و اطلاع از حال یکدیگر و کمک در وقت نیاز و دعا در وقت گرفتاری یکدیگر می باشد. همچنین مسجد پایگاهی نیرومند در جهت انفاق و خیرات در راه خدا و برطرف کردن نیاز نیازمندان و مرکز مبارزه با ظلم حاکمان جور و انسجام نیرو و امکانات به منظور تداوم مبارزات و حفظ دستاوردها و پیروزیها به شمار می رفته و می رود. امام رضا(ع) می فرماید: «إِنَّمَا جُعِلَتِ الْجَمَاعَةُ لِئَلَّا یَکُونَ الْإِخْلَاصُ وَ التَّوْحِیدُ وَ الْإِسْلَامُ وَ الْعِبَادَةُ لِلَّهِ إِلَّا ظَاهِراً مَکْشُوفاً مَشْهُوداً لِأَنَّ فِی إِظْهَارِهِ حُجَّةً عَلَی أَهْلِ الشَّرْقِ وَ الْغَرْبِ لِلَّهِ وَحْدَهُ وَ لِیَکُونَ الْمُنَافِقُ وَ الْمُسْتَخِفُّ مُؤَدِّیاً لِمَا أَقَرَّ بِهِ یُظْهِرُ الْإِسْلَامَ وَ الْمُرَاقَبَةَ وَ لِیَکُونَ شَهَادَاتُ النَّاسِ بِالْإِسْلَامِ بَعْضِهِمْ لِبَعْضٍ جَائِزَةً مُمْکِنَةً مَعَ مَا فِیهِ مِنَ الْمُسَاعَدَةِ عَلَی الْبِرِّ وَ التَّقْوَی وَ الزَّجْرِ عَنْ کَثِیرٍ مِنْ مَعَاصِی اللَّهِ عَزَّ وَ جَل؛[7] [نماز] جماعت بدان جهت مقرر شده است تا اخلاص، توحید، اسلام و پرستش خدا همگی ظاهر، آشکار و مشهود باشند؛ زیرا در آشکار کردن این امور، حجت خدای یگانه بر اهل خاور و باختر موجود می باشد. همچنین [به خاطر آن باید احکام اسلام آشکارا عملی گردد و بر انجام آن مراقبت کنند] تا منافق و سست دین نیز آنچه را [به زبان] بدان اقرار کرده است، به جای آورد و اسلام و مراقبت بر آن را اظهار کند. و برای آنکه گواهی دادن مردمان به مسلمانی یکدیگر، روا و ممکن باشد. همچنین مساعدت در نیکوکاری و تقوا و جلوگیری از بسیاری از نافرمانیهای خداوند عزیز و جلیل [با حضور در نماز جماعت محقق می شود].»
بنابراین با توجه به این سخن گهربار، کارهایی مانند جمع آوری کمک برای نیازمندان، پرداخت وام، اعطای خدمات درمانی، اقدامات برای تسهیل ازدواج جوانان، برنامه ریزی برای عیادت و سرکشی از بیماران مخصوصاً بیماران اهل مسجد و اموری از این قبیل، همگی از مصادیق تعاون بر «برّ و تقوا» است.
5. سیاسی
یکی از کارکردهای مهم مسجد، کارکرد سیاسی است که از زمان رسول خدا(ص) بر آن تأکید شده و هم اکنون نیز اهمیت آن کاملا مشخص است. بر همین اساس، آن حضرت پس از بنیانگذاری نظام اسلامی، مسجد را که مرکزی عمومی و محل تجمع مسلمانان برای ادای فرایض دینی بود، به عنوان پایگاه حکومت و نهاد سیاسی اسلام برگزید. در دوره های بعد نیز بیش تر امور سیاسی آن روز مانند معرفی خلیفه، مراسم بیعت با وی، عزل و نصب استانداران و کارگزاران و... در مسجد صورت می گرفت.
در دوران انقلاب اسلامی ایران پس از محور اعتقادی و عبادی، پررنگ ترین، فعال ترین و بارزترین بخش کار مساجد در محور سیاست بوده است؛ چرا که مساجد در آگاهی و بیداری توده ها در دوران قبل و بعد از انقلاب نقش مؤثری داشته اند و هم اکنون نیز استعمارگران جهان از مسجد بیش از هر نهاد انقلابی می ترسند.
حضرت امام خمینی ; در تبیین بعد سیاسی مسجد می فرمایند: «اما راجع به اسلام، شروع کردند تبلیغات کردن به اینکه اسلام یک مکتبی است که می گوید: ملایم، کم کم. لابد پیش می آیند، یک مکتبی است که مربوط به دعا و ذکر و یک روابطی مابین مردم و مابین خالق و سیاست، کاری به آن ندارد، اسلام به حکومت کاری ندارد، به سیاست کاری ندارد، این را آنقدر تبلیغات روی آن کردند که در جامعه خود روحانیت هم به خورد آنها هم دادند که بسیاری از آنها هم همین اعتقاد را پیدا کردند.... که روحانی مسجد برود و نماز بخواند و عرض می کنم از این صنف کارها؛ درس بگوید و مباحثه بکند و آن آداب شرعیه را به مردم نشان دهد. آنهادیدند که نماز روحانیون و نماز اسلام هیچ به آنها ضرر ندارد، هرچه می خواهند نماز بخوانند.»[8]
6. جهادی
بررسی کتب تاریخی به خوبی روشنگر آن است که از ابتدای اسلام تمامی فعالیتها از جمله: گردآوری، تجهیز، سامان دهی و تجمع نیرو به هنگام احساس خطر و بیم از تعرض دشمن، در مسجد صورت می پذیرفته است. مسجد نه تنها محل اعزام نیروها و طرح نقشه های جنگی بوده، بلکه رسول خدا(ص) دستور می دادند در صورت وجود مسجد، چادر فرماندهی ایشان را در کنار آن نصب کنند؛ به طوری که در جنگ با «بنی نضیر» به بلال دستور داد تا خیمة ایشان را در کنار مسجد کوچکی نزدیک آن محل نصب کنند؛ اما زمانی که آن خیمه مورد شناسایی و هدف تیر دشمن قرار گرفت، حضرت فرمودند تا خیمه را به کنار «مسجد فضیخ» منتقل نمایند تا از تیررس دشمن به دور باشد.[9]
آنچه در طول مبارزات و فعالیتهای انقلابی در عصر حاضر و در دوران قبل، حین و بعد از انقلاب اسلامی ایران روشن گشت، آن است که مساجد تنها جایگاهی هستند که در جوّی آکنده از وحدت، اخوّت و معنویت، نیروهای مبارز، مؤمن و شجاع را در خود جای داده و از این طریق، در جهت بیداری و آگاهی بخشی به گروههای مختلف مردمی، رسالت خویش را عینیت بخشیده است. به همین دلیل است که دشمنان از مساجد به عنوان مراکز نیرومند پشتیبانی انقلاب و ستاد عملیاتی رهبر انقلاب اسلامی، در هراس و وحشت بوده و بارها مساجد را آماج حملات خود قرار داده اند و هم اینک نیز دشمنان داخلی و خارجی در صدد دور کردن مردم به خصوص جوانان از مساجد می باشند.
بت شکن زمان، امام خمینی ; با درک این حساسیت دشمنان، بارها خطر جدایی انقلاب از مساجد را مورد تأکید قرار داده و فرموده اند: «اگر این مسجد و مرکز ستاد اسلام قوی باشد، ترس از فانتومها نداشته باشید! ترس از آمریکا و شوروی و اینها نداشته باشید! آن روز باید ترس داشته باشید که شما پشت کنید به اسلام، پشت کنید به مسجد.»[10]
7. رسانه ای
یکی از نیازهای مهم بشر، وسایل ارتباطی است تا انسانها را از اخبار مهم مطلع ساخته و آنان را در حوادث به یاری یکدیگر طلبیده و از حملة دشمنان آگاهی داده، آنان را آمادة دفاع نماید. دین مبین اسلام از 1400 سال پیش این نیاز را در نظر گرفته و مکانی به نام «مسجد» را به عنوان پایگاه ارتباطی بسیار مهم در افزایش پیوندهای انسانی و توسعة فرهنگی اسلام معرفی کرده است. به همین دلیل کارکرد رسانة ارتباط جمعی با همة تحولات تکنیکی، زمانی قرین توفیق قلمداد می شود که بتواند عمیق ترین ارتباط و پیوند را با مخاطب برقرار سازد که این ویژگی فقط در مسجد یافت می شود.
هر چند ممکن است چنین تلقی شود که با وجود وسایل ارتباط جمعی پیشرفتة امروزی، این نقش مساجد، اهمیت قبلی خود را از دست داده است؛ ولی گسترش مساجد در تمامی نقاط شهری و روستایی از یک سو و از سوی دیگر، حرمت، قداست و معنویت خاصی که مسجد نزد مسلمانان دارد، سبب شده است تا مساجد نقش مهم و غیر قابل انکار خود را در این کارکرد ایفا نمایند.
در اینجا مناسب است به برخی ویژگیهای خاص رسانه ای مسجد اشاره می شود:
1. پیام مسجد، همگانی بوده و اخبار خصوصی و محرمانه ندارد؛ به خلاف برخی رسانه ها.
2. مسجد، پیام منفی ندارد؛ به خلاف بعضی رسانه ها که پیام منفی هم دارند.
3. پیام مسجد، موجب نفوذ در قلبها و افکار مخاطبین می شود؛ به خلاف اخبار تعدادی از رسانه ها.
4. پیام مسجد، می تواند انقلاب ساز باشد؛ ولی اخبار برخی رسانه ها انقلاب سوز.
5. اخبار رسانه ها در روز بعد و یا حتی چند ساعت بعد کهنه می شود؛ به خلاف پیامهای مسجد.
6. در رسانة مسجد، اولویت با پیام دینی و تحت تأثیر احکام دین است؛ اما در اکثر رسانه ها اولویت با مسائل اقتصادی و سیاسی است.
شاید هیچ پایگاهی به اندازة «مساجد» در تبلیغ اسلامی ایفای نقش نکرده باشد؛ از زمان رسول خدا(ص) تاکنون اذان، نماز، وعظ و خطابه از مهم ترین برنامه های مساجد بوده و می باشد.
7. پیام مسجد، ارشاد و هدایت است؛ به خلاف اخبار برخی رسانه ها که فقط اطلاع رسانی است و احیاناً همراه با تخریب و گمراهی.
8. پیام دهنده در مسجد (امام) باید عادل و عالم باشد؛ به خلاف پیام دهنده در بعضی از رسانه ها که شرط خاصی نداشته و هر کس می تواند در مقام پیام دهنده باشد.
9. پیام دهندة مسجد، مخاطب را می شناسد و طبق ظرفیت او پیام می دهد؛ ولی رسانه ها عمدتاً به هر گیرنده ای پیام می دهند.
10. پیام مسجد آرامش بخش است؛ به خلاف عمده رسانه ها.
11. در طول تاریخ مساجد واقعی (نه مساجدی مثل مسجد ضرار) مخاطبین خود را از مسیر حق منحرف نساخته است؛ ولی رسانه ها معاویه را امیر و حضرت علی(ع) را کافر و امام حسین(ع) را خارجی معرفی کردند.
8. روحی، روانی
اضطراب و نگرانی یکی از بزرگ ترین مشکلات زندگی انسان و آرامش یکی از گمشده های مهم بشر است که همواره در جستجوی آن بوده و هست و از آغاز زندگی برای یافتن آن تلاش کرده است.
قرآن کریم با جمله ای کوتاه و پرمغز، مطمئن ترین و نزدیک ترین راه را برای رسیدن به آرامش نشان داده و می فرماید: «اَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»؛[11] «بدانید که با یاد خدا دلها آرام می گیرد.» همچنین می فرماید: «هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ السَّکِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیزْدَادُوا ایمَانًا مَعَ ایمَانِهِمْ»؛[12] «او کسی است که آرامش را در دلهای مؤمنان نازل کرد تا ایمانی بر ایمانشان بیفزایند.»
امام صادق(ع) به مسلمانان سفارش می کنند که به هنگام رویارویی با مشکلات و اندوههای دنیوی، به نماز و مسجد پناه ببرند؛ چنانکه می فرمایند: «مَا یَمْنَعُ أَحَدَکُمْ إِذَا دَخَلَ عَلَیْهِ غَمٌّ مِنْ غُمُومِ الدُّنْیَا أَنْ یَتَوَضَّأَ ثُمَّ یَدْخُلَ الْمَسْجِدَ فَیَرْکَعَ رَکْعَتَیْنِ یَدْعُو اللَّهَ فِیهِمَا أَمَا سَمِعْتَ اللَّهَ یَقُولُ: «وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ»؛[13] هنگامی که اندوهی از اندوههای دنیا یکی از شما را فرا گرفت، چه می شود که وضو گرفته به مسجد داخل شود و دو رکعت، نماز بخواند و در آن دو رکعت، خدا را بخواند [و دعا کند]؛ مگر نشنیده ای که خدا می فرماید: و با صبر و نماز یاری جویید.»
آشنایی با کارکردهای مسجد به ما کمک می کند تا با بهره گیری از کم ترین امکانات در جهت جذب مؤمنین، مخصوصاً جوانان استفاده نموده و سپس از خداوند منان بخواهیم در کلام، عمل و فعالیت ما برکتی قرار دهد تادر نمازگزاران تأثیرگذار باشد. چنانکه بسیاری از مبلغین گرامی با برگزاری جلسات هفتگی برای جوانان باعث شده اند عدة زیادی از جوانان جذب حوزه شوند یا جزء جوانان بسیار خوب و مورد تأیید در آن منطقه گردند.
ذکر این نکته ضروری است که تأثیر فعالیتهای فرهنگی دینی معمولاً دراز مدت است و نباید انتظار داشت آثار یک برنامه در مدتی کوتاه ظاهر گردد؛ به عنوان مثال می بینیم تلاش مردم به رهبری امام خمینی ;، برای برپایی انقلاب پس از سالهای متمادی نتیجه بخشید و نظام اسلامی به ثمر نشست.
پی نوشت ها:
[1]. خَرَجَ 9 فَإِذًا فِی الْمَسْجِدِ مَجْلِسَانِ مَجْلِسٌ یَتَفَقَّهُونَ وَ مَجْلِسٌ یَدْعُونَ اللَّهَ وَ یَسْأَلُونَهُ فَقَالَ کِلَا الْمَجْلِسَیْنِ إِلَی خَیْرٍ أَمَّا هَؤُلَاءِ فَیَدْعُونَ اللَّهَ وَ أَمَّا هَؤُلَاءِ فَیَتَعَلَّمُونَ وَ یُفَقِّهُونَ الْجَاهِلَ هَؤُلَاءِ أَفْضَلُ بِالتَّعْلِیمِ أُرْسِلْتُ ثُمَّ قَعَدَ مَعَهُمْ (بحارالانوار، علامه مجلسی، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1404 هق، ج 1، ص 206).
[2]. الکافی، ثقة الاسلام کلینی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ج 1، ص 32.
[3]. آیین مسجد، محمد علی موظف رستمی، گویه، اول، تهران، 1381، ج 2، ص 27 28.
[4]. رواه البخاری فی کتاب العلم، باب: ما کان النبی9 یَتَخَوَّلَهُمْ بِالْمَوْعِظَةِ وَ الْعِلْمِ.
[5]. عوالی اللئالی، ابن ابی جمهور احصایی، انتشارات سید الشهداء7، قم، 1405 ق، ج 1، ص 381.
[6]. آیین مسجد، محمد علی موظف رستمی، ج 2، ص 63.
[7]. وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، مؤسسه آل البیت:، قم 1409 ق، ج 8، ص 287.
[8]. فصلنامه حضور، شماره 50، ص154.
[9]. آیین مسجد، ج 2، ص 75 81.
[10]. صحیفه نور، مرکز فرهنگی انقلاب اسلامی، ج12، ص234.
[11]. رعد/28.
[12]. فتح/4.
[13]. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، علامه طبرسی، انتشارات ناصر خسرو، تهران، 1372، ج 1، ص 217.

.......... به محض آینکه پیامبر در مدینه آرام گرفت درصدد انجام مراسم دین خویش برآمد و مسجدی ساخت و این همان مسجدیست که پیامبر را پس از وفات در آن دفن کردند. .....
در آغاز کار مسلمانان بی آنکه کسی آنها را خبر کند برای نماز در مسجد حاضر می شدند. یک روز در این باب گفتگو می کردند یکی از آنها گفت برای اعلام وقت نماز ناقوسی مانند مسیحیان درست کنیم. یکی دیگر گفت بوقی مانند بوق یهودیان باید تهیه کرد. عمر گفت بهتر است یکی را انتخاب کنیم که وقت نماز بمردم بانگ زندو آنها را خبردار نماید. پیامبر به بلال گفت برخیز و مردم را بنماز ندا کن. از آن پس همینکه وقت نماز می رسید بلال بانک میزد: هنگام نماز جماعت است. «عبدالله بن زیدبن ثعلبه انصاری» (1) یکی از مسلمانان شبی در میان خواب و بیداری یکی را دید که اذان را بدو تعلیم داد. وقتی خواب را برای پیامبر نقل کرد گفت این رویای صادق است اذان را به بلال تعلیم بده زیرا صدای او دلچسب تر است. وقتی بلال اذان گفت عمر با شتاب آمد و گفت من نیز همین خواب را دیدم و در حال رویا کسی اذان را به من تلقین کرد...... (2)
و در پایان:
مسجد» و «اذان» اين شعار زيباى اسلام , همزاد با هم بوده اند.مقايسه ميان اين شعار با آنچه در اديان ديگر بوده است نيز قابل توجه و تأمل است . نواختن ناقوس در كليسا, شيپور يهوديان و يا استفاده از بوق ،طبل و مانند آن ها براى اطلاع رسانى كه فقط بانگ و صدايند و خالى از هرگونه محتوايى مى باشند, كجا و بانگ روحبخش اذان كجا! يك جا فقط صدا و يك جا صداى همراه با بالاترين محتوا. «اذان» شعارى كه همه روز از مأذنههاى مساجد طنين افكن مى شود با اعلام و اعتراف به بزرگى خداوند آغاز و با شهادت به يگانگى او پايان مى پذيرد. آن زمان كه اين آواى تكبير در فضاى زندگى پخش مى گردد،بانگ آزادى و آزادگى , همهء خدايانِ دروغين را به مبارزه دعوت مى كند و بر هر مسلمانى راه مى نماياند و بى جهت نيست كه اين شعار, اولين درس توحيدى است كه گوش نوزاد مسلمان با آن آشنا مى گردد.
(1) ابوایوب خالد بن زید بن کلیب بن ثعلبة بن عوف بن غنم بن مالک بن النجار بن ثعلبة بن عمرو انصاری خزرجی (۵۷۶ میلادی در مدینه - ۶۷۴ میلادی در کنستانتینوپل) معروف به ابوایوب انصاری از اصحاب محمد بن عبدالله و از انصار بود. محمد وقتی از مکه به مدینه هجرت کرد، شب را در خانه او اقامت گزید. با فتح مصر، ابوایّوب به مصر رفت. او از مهمترین راویان حدیث نزد اهل سنت است.
(2) نقل از کتاب «تاریخ سیاسی اسلام» ص 102 نوشتة دکتر «حسن ابراهیم حسن» ترجمه «ابوالقاسم پاینده»

من همسايه شما هستم ،در همين کوچه و محله ،در همين نزديکيها زندگي مي کنم.
من ((مسجد) هستم ،خانه خدا ،عبادتگاه مسلمين، يکسري درد دلهايي با شما دارم . دوست دارم کمي حوصله کنيد و گلايه هاي اين همسايه را بشنويد.
با اينکه من هر روز ،يکي دو نوبت در خانه ام را به روي شما باز مي کنم و چند ساعت به انتظار شما مي مانم ،ولي بعضي از شماها سراغ من نمي آييد و با من انس نمي گيريد .
مثل اينکه با من قهريد.مگر از من چه بدي ديده ايد؟
چرا اين همه بي وفايي ؟ چه خاطره بدي از من داريد؟
من که هميشه دل شما را روشن و قلبتان را با صفا کرده ام ، من که هميشه به شما آرامش روحي داده ام .
گاهي شايد برخورد خادم مسجد يا حرفهاي مردم يا برخوردهاي بعضي مسجديها ناراحتتان کرده باشد ،ولي چرا از من و صاحب من – که خداست – قهر مي کنيد ؟
من هر لحظه براي آشتي و دوستي با شما حاضرم و دست شما را مي فشارم .
خدا فرموده است که مرا اباد سازيد . فکر مي کنيد آبادي من به چيست ؟
آبادي من به حضور شماست ،به برگزاري پر شکوه نماز جماعت ، به معنويت و نيايش ،به تبديل شدن من به پايگاهي برايگسترش ايمان و آگاهي و تقويت دين و بسيج مردم و کمک به مسلمين و سنگري براي دفاع از اسلام و ميهن ،به همبستگي دلها و الفت جانهاي نماز خوانان .
دوستان مسجدي
از شما دوستان مسجدي هم گله دارم ، چرا تنها به مسجد مي آييد؟چرا ثواب نماز و عبادت و تلاوت در مسجد ،حتي حضور در مسجد را براي مردم نمي گوييد ؟
دوستان
چرا دير به مسجد مي اييد و زود و با عجله مي رويد ؟مگر مستحب نيست که انسان زود به مسجد برود و ديرتر بيرون آيد؟ چرا (( حي علي الصلاة )) را جدي نمي گيريد و هميشه به رکعت دوم نماز مي رسيد؟
دوست دارم وقتي به مسجد مي آييد ، همانطور که دستور ديني است ،لباسهاي تميز بپوشيد و عطر بزنيد ،براي آمدن شتاب کنيد ،وقار داشته باشيد ، با وضو وارد شويد ، دعا بخوانيد و ذکر بگوييد .
کفشهايتان را بيرون از مسجد در آوريد ، در صحن مسجد آب دهان نيندازيد، مرا محل گذر و راه عبور و مرور قرار ندهيد ، در مسجد به سخن دنيا و داد و ستد و سرو صدا نپردازيد.
دوست دارم امام جماعت ،هيأت امناء ،مؤذّن ،مکبر و خادم خوب براي من انتخاب کنيد .
دوست دارم در جلسات و نمازها ،چهر ه هاي جوانان را بيشتر ببينم ، کودکان را از مسجد بيرون نکنيد ،بلکه يادشان بدهيد که آداب ،آرامش و نظافت را مراعات کنند،تا آنها هم ((مسجدي )) شوند.
دوست دارم وقتي صداي اذان بلند مي شود ،همسايه ها ،کسبه و مغازه داران براي نماز جماعت به مسجد هجوم آورند،نه آنکه نماز جماعت بيخ گوش آنها بر پا شود اما «ان يا مشغول چانه زدن با مشتري ،يا قدم زدن در خيابان يا تماشاي تلويزيون يا سرگرم حرف و حديث باشند .
گله و شکايت دارم !
بعضي ها احترام مرا حفظ نمي کنند ،دل مرا مي رنجانند ،با هياهو و مجادله و منازعه آرامش مرا مي گيرند .
در فضاي من غيبت مي کنند و حرفهاي لغو مي زنند ،گويا مرا با باشگاه و قهوه خانه و سينما و بنگاه و فرهنگسرا عوضي گرفته اند ، آخر من هم براي خودم قداست و حرمتي دارم ! اين بي حرمتي ها حرام هم هست و بعضي ها پروا نمي کنند .
من انتظار دارم حق مرا ضايع نکنيد . حرمتم را نشکنيد ، نقش محوري مرا در زندگي خودتان از ياد نبريد ،شما مسجد يان الگوي ديگران باشيد ، مرا کانون اصلاح اخلاق بسازيد.
آيا اين توقعات و انتظارات من ،حق نيست ؟
پس با من بيشتر همکاري کنيد ،من همدم شمايم ،شما هم با من همدمي و همراهي کنيد،
مسجد خانه خداست .
خانه خدا را با (معرفت )،(تقوا)، (عمل صالح)و (ياد خدا)آباد کنيد .
گله ها و درد دلها را هم به دل نگيريد.من خير و صلاح خودتان را مي خواهم .
جواد محدثي

ماه خير و برکت، ماه نزول رحمت، ماه ميهماني و ضيافت الهي، بار ديگر ما را به يک فضاي معنوي غيرقابل وصفي مي کشاند، فضايي آکنده از عشق به خدا، و دنيايي از صفا و صميميت که يک ماه به طول مي انجامد. اينجاست که بر همه لازم است که قدر اين ضيافت را بدانند و پيشاپيش خود را براي ورود به اين ميهماني آماده کنند، خداپرستان مي دانند که اين ضيافت با ديگر ميهماني ها فرق دارد. در اين جا ميزبان خالق يکتا است و انبياء الهي پذيرايي کنندگان و فرشتگان، خدمتگزاران اين خوان هستند. در اين ميهماني فرشتگان پيوسته بر موحدان سلام گفته و با کشيدن بالهاي خود بر روزه داران، گناه ميهمانان را از بين مي برند و پاک مي کنند.
براي اين ميهماني در آتش و خشم خداوندي بسته، در بهشت و رحمت پروردگار باز و دست شياطين و خناسان و وسوسه گران غل و زنجير شده است.
اين ضيافت در نگاه پيامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) آنقدر مهم است که در آخرين جمعه شعبان مردم را به آمادگي هاي لازم براي ورود به ماه خدا فرامي خواند.
پيامبر در عظمت و حرمت اين ماه عزيز در جمع حاظران نماز جمعه چنين فرمود: ولا يکونن شهر رمضان عندکم کفيره من الشهور فان له عندالله حرمه و فضلاً علي ساير الشهور؛ نبايد در نظر شما، ماه رمضان و ديگر ماه ها يکسان باشد، چون اين ماه نزد خدا حرمت و فضيلت والاتري نسبت به ديگر ماه ها دارد.(1)
در اين ماه بايد تمام اعضا و جوارح ما روزه دار باشد، و با ادب خاص خود وارد اين ميهماني بي مانند بشويم. نه دست خطا کند و نه پا و نه چشم و گوش.
در اين ضيافت فقط و فقط از پروردگار پيروي خواهد شد نه از شيطان يا هواي نفس همه چيز بايد تغيير يابد، تا با فضاي رمضان، رمضاني شويم.
پيامبر و معصومين براي بهره جستن از اين فيض بزرگ سخنان و رهنمون هاي بسيارارزشمند، زيبا و دلنشيني براي ما به يادگار گذاشته اند که به بررسي بخشي از آنها مي پردازيم.
آداب مهماني خدا
شايد برخي چنين فکر کنند که ميهماني خدا فقط در اين خلاصه مي شود که يک روزه دار همراه ديگر روزه داران در وقت سحر به امساک پرداخته و در پايان روز به افطار بپردازد، و همين مسئله همه ساله تکرار مي شود. اما اين به تنهايي هرگز کافي نيست چرا که هدف اين نبوده که مسلمانان فقط چند ساعتي از روز و چند روزي از سال از خوردن و آشاميدن خودداري کنند بلکه در اين يک ماه بايد جهاد کنند، جهادي پيگير و تلاشي مستمر در راستاي تهذيب نفس و اصلاح خويش. اين يک ماه کلاس آموزش و تمرين آموخته ها است. کلاسي براي آزمودن فضائل اخلاقي و تلاش براي ترک رذائل شيطاني و ضداخلاقي، که از جمله اين فضائل است:
1- کنترل زبان
زبان نشانه عقل يا جهل انسان است و مايه عزت يا ذلت اوست.
از اينرو در روايات و احاديث اسلامي درباره کنترل اين موجود کوچک اما بسيار خطرناک هشدارهاي فراواني داده شده است. و از پيامبر «ص» روايات متعددي رسيده که فرموده اند: سلامتي و راحتي انسان در حبس و نگهداري زبان اوست.(2) و يا اين که فرموده اند: تمام گرفتاري هاي انسان از زبان خودش است. (3) و يا اين که امام رضا(علیه السّلام) فرموده: سکوت و کنترل زبان نشانه دانايي است. (4) عبدالله ثقفي گويد: به پيامبر عرض کردم که بيشترين چيزي که بر من مي ترسي چيست؟ پيامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) زبانش را به دست گرفته و فرمود: از اين.(5) همچنين امير مؤمنان(علیه السّلام) در وصيتي که به فرزند خود محمد بن حنفيه داشت فرمود: زبان همانند سگ هار است. اگر آن را آزاد بگذاري تو را گاز خواهد گرفت. بسا بر اثر کلمه اي که انسان بر زبان جاري مي سازد، نعمتي را از دست مي دهد. پس بر تو باد زبانت را که همانند طلا و نقره است حفظ و پنهان کن (6) از اين روست که پيامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) با مهم شمردن اين امر، در خطبه شعبانيه معروف خود در مدينه که در آخر ماه شعبان ايراد فرمود، اين چنين توصيه کرد: يعني اي گروهي که خود را آماده ضيافت الهي نموده ايد، زبانتان را در اين ماه کاملاً کنترل نماييد تا در محضر پروردگار خطايي از او سر نزند. (7)
2- کنترل چشم
دومين موردي که ميهمان بايد در اين ضيافت الهي درنظر گرفته و رعايت کند، کنترل چشم است.
پيامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) درباره رعايت اين نکته مي فرمايد: و چشم خود را فرو پوشانيد از آنچه که نگاه شما به آن روا نيست. (8)
آري خداوند به بندگان چشم داده تا ببينند، اما نه اين که بهر چيز و بهر کس نظر کنند. چشم داده است تا راه خود را بيابند، به غذاي فکري و بدني خويش خوب نظر بيفکنند و اين دستور اوست که مي فرمايد: فلينظر الانسان الي طعامه (9)
با اين بيان مي توان گفت يک نگاه واجب داريم و اين همانست که گفته شد. دوم نگاه مستحب است که در روايات به آن اشاره شده است. چنانچه فرموده اند: نگاه کردن به صورت علي بن ابي طالب ، پدر، مادر، عالم، برادر ديني، امام عادل، قرآن، و کعبه عبادت است. (10) و همچنين نگاه کردن به آب و طبيعت، و سبزه، گل و گياه باعث زدوده شدن غم و غصه از انسان مي شود.
نگاه سوم آن که از نظر شرع مقدس جايز نيست و آن نگاه به نامحرمان است و کنترل چشم دربرابر آنها يکي از آداب و شرايط اين ميهماني بزرگ است و قرآن مجيد نيز در آياتي تمام مسلمانان را به اين امر الهي فراخوانده و مرد و زن را از نگاه هاي حرام و غيرشرعي به يکديگر برحذر داشته است.
رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) مي فرمايند: روز قيامت تمام چشمها گريان است مگر سه چشم، چشمي که از ترس خدا گريه کند، چشمي که از نگاه به نامحرم فرو پوشانده شود، چشمي که شب زنده دار باشد. (11)
3- کنترل شنوايي
همانگونه که دربين انسانها يک نظام حقوقي نسبت به يکديگر حاکم است، بين اعضاي يک انسان نيز حقوقي هست که مي بايد به آن حقوق حتما توجه بشود.
امام زين العابدين(علیه السّلام) در رساله حقوق، ضمن پنجاه حقي که بر يک فرد مطرح مي فرمايد براي نفس و زبان و شنوايي و بينايي و دست و پا و شکم و غير آن حقوقي را بيان کرده است.
حضرت درباره حقي که شنوايي بر انسان دارد چنين فرموده: و حق السمع تنزيهه عن سماع الغيبه ، و اما حق شنوايي اين است که آن را از شنيدن غيبت و شنيدن هرآنچه که شنيدنش بر او حلال نيست، پاک و منزه ودور گرداني.(12)
بدون شک آن ميزباني که غيبت و آواز و صداهاي محرک و مهيج قواي حيواني انسان را تحريم کرده و به هيچ وجه حاضر نيست کسي را به حضور پذيرد که از اين محرمات پرهيز ننمايد و يا در ماه رمضان بخواهد خود را به اين مسائل مشغول کند.
پيامبر بزرگوار اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) ضمن خطبه شعبانيه خود به سومين ادب از آداب اين ضيافت الهي اشاره نموده مي فرمايد: خود را از آنچه که شنيدنش بر شما حلال و جايز نيست دور بداريد. (13)
4- کنترل خشم
غضب و خشم يکي از حالات بسيار زشت انساني است که باعث حرکت روح حيواني او مي شود، گاهي اين دخالت بحدي به پيش مي آيد که قوه عاقله و فکر سالم انسان را مي پوشاند. بدين جهت گفته اند که غضب جنوني است که يک مرتبه عارض مي شود. و بسا که مرگ ناگهاني هم در پي داشته باشد. مرحوم نراقي در وصف خشم و غضب از حکما نقل کرده است که: کشتي که به گرداب افتاده و گرفتار موجهاي عظيم و بادهاي تند شده باشد، به نجات نزديکتراست از کسي که شعله غضبش به التهاب آمده باشد.» (14)
البته ناگفته نماند که دو غضب داريم يکي ناپسند و مذموم و آن حالتي است که انسان را از حد اعتدال بيرون برد، و اما آن غضبي که اختيار و مهارش در دست انسان است و يا آن خشم براي رضاي خدا و يا براي دفاع از حق از او صادر شود نه تنها اشکالي ندارد بلکه خشمي پسنديده است. اميرمؤمنان(علیه السّلام) فرمود: هيچگاه پيامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) براي دنيا به خشم نمي آمد، اما هرگاه از براي حق به خشم مي آمد، احدي را نمي شناخت و غضبش آرام نمي گرفت تا حق را ياري کند. (15)
و اخبار و احاديث فراواني در مذمت خشم ناپسند وارد شده و همه آنها دلالت بر اين دارند که ايمان را فاسد مي گرداند چنانکه سرکه عسل را فاسد مي کند. (16)
امام جعفر صادق(علیه السّلام) مي فرمايد: غضب، دل مرد دانا را هلاک مي کند، و کسي که مالک قوه غضب خود نباشد مالک عقل خود نيز نيست. (17)
پس در اين ماهي که افتخار حضور و شرکت در ميهماني رب الأرباب را داريم بايد علاوه بر کنترل چشم و گوش و زبان بر خشم خود نيز مسلط باشيم.
امام رضا(علیه السّلام) در سخني درباره فضيلت ماه رمضان چنين فرموده است: هرکه در ماه رمضان خشم خود را فرونشاند خداوند خشم و غضب خود را درباره اش در روز قيامت فرو مي نشاند. (18)
5- پرهيز از محرمات
بسياري از گرفتاري هاي مردم در اثر نداشتن تقواي الهي و ترس از خداوند در روز قيامت است. از اينرو به دام بسياري از گناهان از جمله روي آوردن به محرمات مي افتند. بي پرده بايد گفت که در حال حاضر کسي نيست که با حرامهاي خداوند آشنايي نداشته باشد مگر آن جاهل بي خبري که اين دسته هم بسيار اندک مي باشند، اما غالب مردم هم موارد حرام را مي دانند و هم از تأثير لقمه حرام در زندگي آگاه اند.
و هيچ عاملي به اندازه تقوا و پرهيزکاري نمي تواند انسان را از اقبال بر محرمات باز دارد. و در ماه رمضان در ماه ضيافت الهي هرچه تقواي يک روزه دار بيشتر شد از محرمات فاصله خواهد گرفت. و در گفتگويي که امام صادق با مفضل بن عمر داشت درست بر همين نکته تکيه کرده و به او چنين فرمود: کم بودن عمل ولي همراه با تقوا بهتر از عمل بسيار ولي تهي از تقوا است. گويد سؤال کردم: اين چگونه ممکن است که عمل بسيار باشد اما تقوا در بين نباشد. حضرت در پاسخ فرمود: آري نمونه اش همانند کسي است که همسايه را اطعام مي کند و به آنها ارفاق مي نمايد و ديگران را به خانه اش دعوت مي کند، اما در کنار چنين کارهايي اگر دري از حرام بر او بازشد وارد آن مي شود و اين معناي عمل بدون تقوي است. و در مقابل کسي که عملي اندک دارد اما اگر دري از حرام به رويش بازشد، هرگز وارد آن نخواهد شد. (19)
و ماه رمضان ماهي است که خداي مي خواهد بندگانش با چشمي پاک و دلي پاک تر به سوي او روي آورند، موحدان و روزه داران بااجتناب از محرمات در اين ماه پرفيض و رحمت براي هميشه از حرام فاصله بگيرند.
ابوسعيد خدري از پيامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نقل کرده که فرمود: هر بنده اي که ماه رمضان را درک کند، پس اگر روزها را روزه بدارد و آزارش به ديگران نرسد و چشم خود را از نامحرمان پوشاند، و از آنچه که خداوند بر او حرام کرده پرهيز نمايد، خداوند بهشت را بر او واجب مي گرداند. (20)
باميد روزي که تمام بندگان خدا از اين فضاي معنوي بهره کاملي ببرند.
پي نوشت :
1- فضائل الأشهرالثلاثه ص95
2- ذرايع البيان ج 1 ص 6
3- همان
4- همان
5- همان ص 8
6- الاختصاص ص 223
7- فضائل الاشهر الثلاثه ص77
8- همان
9- سوره عبس آيه 24
10- سفينه البحار ج 2 ص596
11- بحارالأنوار ج 104 ص35
12- ذرايع البيان ص 206
13- فضائل الأشهر الثلاثه ص77
14- معراج السعاده ص 77
15- معراج السعاده ص 77
16- همان
17-همان
18-فضائل الأشهر الثلاثه ص97
19- سفينه البحار ج 1 ص244
20- فضائل الأشهر الثلاثه ص103
نويسنده: محمد جواد طبسي
| Design By : Night Melody |

